در اوج ناراحتی هم سیاست ورزی می کنیم
در اوج عصبانیت
حتی در اوج لذت
این اوجهای بی اصالت
شنبه، خرداد ۴
یکشنبه، اردیبهشت ۱۵
ضد زن
از یک جایی به بعد
زن که غر می زند
نق می زند
...
مرد
به جای جواب دادن
کف دستش را می گذارد روی پیشانی اش
و چشمانش را می بندد
زن که غر می زند
نق می زند
...
مرد
به جای جواب دادن
کف دستش را می گذارد روی پیشانی اش
و چشمانش را می بندد
یکشنبه، اردیبهشت ۱
...
کسی چه می داند
در آن نفس های تند
در آن انقباض وحشی عضلات
در لحظه ارضا شدن
یک مرد
به چه فکر می کند
در آن نفس های تند
در آن انقباض وحشی عضلات
در لحظه ارضا شدن
یک مرد
به چه فکر می کند
چهارشنبه، فروردین ۲۸
دوری
کنارم دراز کشیده ای
نفس هایت را
روی پوست صورتم حس می کنم
اما
هر چه فریاد می زنیم
صدایمان به هم نمی رسد
نفس هایت را
روی پوست صورتم حس می کنم
اما
هر چه فریاد می زنیم
صدایمان به هم نمی رسد
یکشنبه، اسفند ۶
شنبه، اسفند ۵
شنبه، بهمن ۲۸
نهسل
گذرم خیلی وقت بود که از کنار کتابفروشی ثالث رد نشده بود. قدم زنان که از جلوی کافه رد میشدم، دزدکی نگاهی به طبقه دومش انداختم. ببینم هنوز کافه به راه است یا نه ؟ جوانهایی با ظاهرهای عجیب نشسته بودند و سیگار میکشیدند. وضع خیابان هم همین بود. تیپ و ظاهر جوانهای رهگذر خیلی برایم مانوس نبود. انگار هفتاد ساله باشم. انگار از من گذشته باشد. برای اولین بار حس کردم اینها نسل بعد از منند. نسل جوانان بعد از من. نسلی که من برای آنها یه مرد گنده به حساب میآیم. انگار همین دیروز بود که ما، مای فارغ از همه چیز و همه جا، مثل همین جوانکها وسط روز میخزیدیم توی همین کافهی کتابفروشی ثالث و از مهمترین دغدغههایمان حرف میزدیم. کتابهای جدید، جشنوارههای نصفه و نیمه، فیلمهای روی پرده و فلان تجمع و انتخابات و چه و چه. انگار همین دیروز بود که ما هم جوان بودیم. ما هم ظاهرمان عجیب بود. ما هم دلمان خوش بود.
یکشنبه، بهمن ۱
کاش وضع دنیا این شکلی نبود
محمد علی سروری
زورگیر ظاهرا خشنی بود
که امروز صبح اعدام شد.
دم بالا کشیدن آب خواست
بهش دادند و خورد
زورگیری
خودش از زور نان است
اعدام شاید مسکن ترس مردم باشد
اما راه حل نیست
دوشنبه، دی ۲۵
رخوت
یک جایی توی رابطه
دعواهایت را کردهای
عشقهایت را دادهای
تمام زیر و بم تنش را میشناسی
بگوید "ف"
رفتهای فشم
...
اینجا
وقت یک حرکت تازه است
انگار رابطه
چارهای ندارد
یا باید پوست بیندازد
و یا ...
بمیرد
دعواهایت را کردهای
عشقهایت را دادهای
تمام زیر و بم تنش را میشناسی
بگوید "ف"
رفتهای فشم
...
اینجا
وقت یک حرکت تازه است
انگار رابطه
چارهای ندارد
یا باید پوست بیندازد
و یا ...
بمیرد
دوشنبه، دی ۱۸
اشتراک در:
پستها (Atom)
